معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند
که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
نخست موعظه پیر صحبت این حرف است
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لب یار دلنواز کنید

 


سلام...

چند روزی نبودیم ...
دو روزش در مکانی خلوت و آرام گذشت ...
نشانه های ِ بسیار خوبی دیده شد ...
شیخ عبداللطیف بغدادی و شیخ طنطاوی جوهری هم در فضایمان جاری بودند ...
دمی را هم در خلسه ی نوای دف و انرژی ِ شعرها گذراندیم ، خوب بود ...
جای دوستان خالی ...

در راه چون همیشه ...


یاحق...