طلب و طرب ...
دل دوستانش ساکن نگردد، که سکونت حرام است بر دل ایشان
اندر دنیا مضطرب، اندر حال طلب و اندر عقبی مضطرب، اندر حال طرب
در دنیا به غیبت از حق، سکونت بر ایشان روا نه،
واندر عقبی به حضور حقّ و تجلّی و رؤیت، قرار بر ایشان روا نه
پس دنیا مر ایشان را چون عقبی، و عقبی چون دنیا
از آن که سکونت دل دو چیز تقاضا کند:
یا یافت مقصود، و یا غفلت از مراد
یافت وی اندر عقبی و دنیا روا نه، تا دل از خفقان محبّت ساکن شود
و غفلت بر دوستان وی حرام، تا دل از حرکات طلب ساکن شود
و این اصلی قوی است اندر طریقت محقّقان
"کشف المحجوب، هجویری"
موسی را دو سفر بود:
یکی سفر طلب، دیگر سفر طرب
سفر طلب لیلة النار بود
و ذلک فی قوله تعالی: آنس من جانب الطور ناراً (قصص/ 29)
و سفر طرب این بود که :
و لمّا جاء موسی لمیقاتِنا (اعراف/ 143)
موسی آمد از خود بیخود گشته، سَر در سِرّ خود گم کرده،
از جام قدس شراب محبت نوش کرده...
"کشف الاسرار، میبدی"
عبدالله مبارک گفت:
دل دوستان حق هرگز ساکن نشود، یعنی دائماً طالب بوَد.
"تذکرة الاولیا"
اگر داری طرب کن و اگر نداری طلب کن
یار نیک اگر داری طرب کن، و اگر نداری طلب کن.
"رسائل خواجه عبدالله انصاری"
اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی؟
وگر به یار رسیدی چرا طرب نکنی؟
"غزلیات شمس"
طلب ای عاشقان خوش رفتار
طرب ای نیکوان شیرین کار
زین سپس دست ما و دامن دوست
بعد از این گوش ما و حلقهی یار
در جهان شاهدیّ و ما فارغ
در قدح جرعهای و ما هشیار
"سنایی"
سلام...
در راه ...
یاحق...
بسم اللّه الرحمن الرحیم