... خمش ...
غرقِ عشقیام که غرق است
اندر اين عشقهای اولین و آخرین
مُجملش گفتم، نکردم زان بیان
ورنه هم افهام سوزد هم زبان
من چو لب گویم، لبِ دریا بوَد
من چو لا گویم، مراد الّا بوَد
من ز شیرینی نشستم رو تُرُش
من ز بسیاریِ گفتارم خمش
"مولانا"
سلام...
در راه ...
یاحق...
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 3:19 توسط نارایانا
|
بسم اللّه الرحمن الرحیم