غرقِ عشقی‌ام که غرق است

اندر اين عشقهای اولین و آخرین

مُجملش گفتم، نکردم زان بیان

ورنه هم افهام سوزد هم زبان

من چو لب گویم، لبِ دریا بوَد

من چو لا گویم، مراد الّا بوَد

من ز شیرینی نشستم رو تُرُش

من ز بسیاریِ گفتارم خمش 

 

"مولانا"

 

سلام...

در راه ...

یاحق...